آیسک

سایت ayask.com در جهت ارتباط بیشتر همشهریان آیسکی راه اندازی شده است.
تاریخ : 2 98 بهمن 18:31

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت [ DST ] تنظیم شده اند




ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع
 صفحه 1 از 1  [ 2 پست ] 
نویسنده پیغام
آفلاین
مدیر انجمن بازنشسته
آواتار کاربر
تاریخ عضویت: 21 90 اسفند 10:01
پست: 163
نام و نام خانوادگی: رسول هروی
جنسیت: مرد

ا دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل ! دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ...اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده ....چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی...خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....صبر !....صبر را به من هدیه کن !خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.


بالا
 پروفایل  
 
آفلاین
مدیر سایت
آواتار کاربر
تاریخ عضویت: 11 90 اسفند 00:49
پست: 189
سن: 29
محل اقامت: زاهدان
نام و نام خانوادگی: مرتضی عربی
جنسیت: مرد

خدایا هرچه تو میخوای:

یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست . حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلائی نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت : آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم .

_________________
تصویر


بالا
 پروفایل  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 2 پست ] 

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت [ DST ] تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمیتوانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمیتوانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمیتوانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمیتوانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمیتوانید پیوست ارسال کنید

جستجو برای:
پرش به:  
cron

Powered by :: www.forum.ayask.com © 2000, 2002, 2005, 2007 phpBB AYASK
[ Software Engineer Abolfazl Arabi]

[ WWW.AYASK.COM ]

Tema: مهندس ابوالفضل عربی   Valid: XHTML | CSS
فارسی سازی قالب توسط phpBBpersian_ayask
کپی برداری  از این وبسایت فقط با ذکر نام "گروه نرم افزاری آیسک " مجاز است.